هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 23 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

عکسهای دو ماهگی آبنباتم

  الهی فدای چشمات بشم که از تب بزور بازشون ذاشتی       ای جووووونم اون لپااااااااااات     بقیه عکسها هم اندر ادامه >>>>>>               اینجا ساعت 4 صبحه شما هنوز نخوابیدی و روی پای بابایی لم دادی                 ...
25 بهمن 1391

سه ماهه شدنت مبارک...

دختر گلم دیروز دوماهت تموم شدو وارد ماه سوم زندگیت شدی الهی فدات بشم مامانی جونم برات بگه که دیروز بابایی یه کاری کرد کارستون .... میدونی چیکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یکی یکاره بردت حمام من داشتم سکته میکردم آخه تو این مدت مامان جون مهری و خاله زیبا جون حمامت کردن من جرات نداشتم چون خیلی کوچمولو بودی دلبندمممممممممممم اما بابا ذاشتت روی یه دستشو منم کمکش کردم و چنان حمامت کرد که تنت برق میزد و تا فردا صبحش گرفتی خوابیدی ... قبلش رفته بودیم بیرون باغ خاله اینا حسابی خوش گذروندی و کلی کبوتر و گنجشک دیدی ... الهی فدای اون چشمای خوشگلت بشم من که با دقت همه چی رو نگاه میکنی امروز هم بردمت واکسنت رو زدی ... بمیرم برات چقدر درد کشید...
25 بهمن 1391

عکسهای یلدا کوچمولو از تولد تا یک ماهگی

چند ساعت بعد از تولدت   شب یلدا و هفت روزگی دخملم   اینم هدیه ی مامان حاجی که پلاک بابایی رو از وقتی کوچیک بوده تا حالا نگه داشته بودن تا به شما هدیه بدن     قربون خوابیدنت عزیزم همش با ژست میخوابی     اینم از کیک یک ماهه شدنت که خاله محبوبه زحمتش رو کشید   قربون انگشتات برم داری میگی من یه ماهه شدمممممم ...
25 بهمن 1391

از تولد تا دوماهگی ...

سلااااااااااااامممممممممم ما اومدیــــــــــــممممم خوش اومدیــــــــــــممممممم بالاخره یه فرصت طلایی پیدا کردم بتونم بیام و آپ کنم و یه سری هم به دوستان بزنم سلاااااممم به دخمل نازم ,آبنباتم ,شیرین عسلمممممممممم ,نفســـــــــممممم یلدا خانووووووووممم قربونت برم الهی بزودی دوماهه میشی ما هنوز باورمون نمیشه تو رو داریمو مال خودمونی ای زندگی مامان و بابا میدونی ! تواین مدت که گذشت زندگیمون خیلی تغییر کرده همه ی فکر و ذکر من و بابایی شده تو فقط تو... هر چی میخوایم انجام بدیم اول میگیم شرایط یلدا خانوم چطوره ؟ بریم مهمونی یا نریم خرید بریم نه هوا سرده خانومی سرما میخوره و.... بابایی که کلا سر کار نمیر...
21 بهمن 1391

یلدا شیرینی زندگی ما

سلام سلام صد تا سلام به دوستای نی نی وبلاگی و سلااااااااااااااااااااممممممممممممممممم به دخمل نااززززززززززم  ,شیرین عسلم ,دردونه ی مامان و بابا خوش اومدی به زندگی ماااااا قدمت مبارکه نفســـــــــــــــــــــــمممممممممممم از وقتی که بدنیا اومدی زندگیمون ,خونمون, خودمون ,رنگ و بو و انرژی دیگه ای گرفتیم که غیر قابل وصفه بوی تنت, صدای گریه هات ,صدای ملوچ ملوچ کردنت وقتی دستات رو تو دهنت میذاری ,حرارت نگاهت وقتی که داری شیر میخوری و با دوتای چشمای خوشرنگت به صورتم خیره میشی, گرمی دستات وقتی که انگشتامو میگیری و با تمام قدرتت نگه میداری, وای خدایا باورم نمیشه هنوزم باورم نمیشه این کوچمولوی ریزه میزه ی دوست داشتن...
13 دی 1391

تولـــــ❤ــــــد یلــــ❤ــــدا جونـــــ❤ـــــم

        دختر نازم       یلدا خانـــــوم      یه هفته مونده به شب یلدا قدم به این دنیا گذاشت     تولدت مباااررررررررررک همه ی زندگی مامان و بابا       ...
13 دی 1391

شمارش معکوس برای پایان انتظار ...(✿◠‿◠)

واااااااااااااااای خدایاااااااااا باورم نمیشه ...   یعنی داره انتظارم تموم میشه؟ یعنی دخترم دو روز دیگه تو بغلمه؟   نازش میکنم بوسش میکنم ازش بو میکشم صدای گریه هاش دلمو میبره وغش و ضعف میکنم برای خنده هاش ........   واه ی که چقدر قشنگه اون لحظه ها...             چقدر شیرینه دردهایی رو که با امید لمس کردنش تحمل میکنم چقدر لذت بخشه وقتی که تلاش خواهم کرد برای اینکه بهش شیر بدم ... وقتی بهش فکر میکنم میخوام پرواز کنم ... صبرم سر اومده  تحمل این یکی دو روز خیلی سخته اما شورانگیز و پروانه ای...   بابایی از من بیشتر هیجان داره, وای که نمیدونی...
13 دی 1391

اولین شب یلدا برای یلــ❤ـــدا

  شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق رخ معشوقه و مدهوشی دلداده عشق   یلدا دخترم  اولین شب یلدای زندگیت رو بهت تبریک میگم عسیس مامااااان امیدوارم عمرت بلند و باعزت زندگیت موفق و با برکت باشه دختر گلـــــــــــــم     ...
1 دی 1391